تشریفات مجالس

ازدواج موفق

ازدواج موفق

  • 13 میلیون ایرانی در سن باروری و ازدواج

    13 میلیون ایرانی در سن باروری و ازدواج

    مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت گفت: نرخ باروری کلی کشور در سرشماری سال 90، 1.8 بوده که در حال حاضر به 1.9 رسیده که این رقم در استان همدان 2 است.
    دکتر محمداسماعیل مطلق دوشنبه 6 دی‌ماه در همایش تبیین سیاست‎های کلی جمعیت مبتنی بر سلامت مادر و کودک برای ارتقای نرخ باروری کلی استان همدان، به چالش‎ها و فرصت‎های موجود در موضوع جمعیت کشور اشاره کرد و بالا بردن سطح آگاهی مردم به ویژه توسط مراکز بهداشتی درمانی را برای انتخاب بهترین راه خواستار شد.
    وی با اشاره به پنج بند از سیاست‌های 14گانه ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری درباره جمعیت و تأکید بر سلامت از سوی ایشان در این بندها، افزود: ارتقای پویایی، بالندگی و جوانی جمعیت با افزایش نرخ باروری به بیش از سطح جانشینی نخستین بند از این سیاست‎ها با تأکید بر سلامت جمعیت است و کارشناسان جمعیت اعلام کرده‎اند در صورتی‌که نرخ باروری یک کشور به زیر سطح جایگزینی برسد، تهدید سلامت برای آینده جامعه خواهد بود.
    مطلق، توجه به رفع موانع ازدواج، تسهیل و ترویج تشکیل خانواده و افزایش فرزند، کاهش سن ازدواج و حمایت از زوج‌های جوان و توانمندسازی آنان در تأمین هزینه‌های زندگی و تربیت نسل صالح و کارآمد را دومین بند از سیاست‌های ابلاغی معرفی کرد.
    وی اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران به ویژه در دوره بارداری و شیردهی، پوشش بیمه‌ای هزینه‌های زایمان، درمان ناباروری مردان و زنان، تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی تحکیم بنیان و پایداری خانواده با اصلاح و تکمیل آموزش‌های عمومی درباره اصالت کانون خانواده و فرزندپروری، آموزش‌ مهارت‌های زندگی و ارتباطی، ارائه خدمات مشاوره‌ای بر مبنای فرهنگ و ارزش‌های اسلامی-ایرانی، توسعه و تقویت نظام تأمین اجتماعی، خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت‌های پزشکی در جهت سلامت باروری و فرزندآوری و ارتقای امید به زندگی را از موارد اشاره شده در بندهای دیگر این ابلاغ برشمرد.
    مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت با بیان اینکه نرخ باروری کلی باید 2.1 در سطح جایگزینی باشد، اعلام کرد: نرخ باروری کلی کشور در سرشماری سال 90، 1.8 بوده که در حال حاضر به 1.9 رسیده که این رقم در استان همدان 2 است البته جدیدترین آمار پس از اعلام نتایج سرشماری انجام شده، ارائه خواهد شد.
    وی به عوامل موثر بر کاهش نرخ باروری کلی و نقش آن بر سلامت جامعه اشاره کرد و افزود: افزایش میانگین سن ازدواج یکی از علل اصلی این کاهش است که اگر بتوانیم میانگین سن ازدواج را دو سال کاهش دهیم، نگرانی‌های آینده تا حد زیادی برطرف می‎شود.
    وی بهترین سن ازدواج و فرزندآوری را 18 تا 35 سال عنوان و به مشکلات جسمی ناشی از افزایش سن مانند فشار خون، دیابت، نارسایی کلیوی و... در فرزندآوری اشاره کرد و گفت: برنامه‎ریزی برای بارداری‎های برنامه‎ریزی شده را با ارائه مشاوره‎های لازم خواستاریم.
    مطلق به نقش اعتیاد و پیامدهای آن در کاهش نرخ باروری اشاره کرد و افزود: 13 میلیون ایرانی در حال حاضر در سن باروری و ازدواج قرار داشته و تمایل به ازدواج دارند که باید به عنوان فرصتی طلایی از آن بهره جست.
    مدیرکل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت تصریح کرد: 70 درصد از جمعیت کشور بین سنین 15 تا 64 سال یعنی جمعیت مولد قرار دارند که باید از ظرفیت آنان در توسعه پایدار کشور استفاده شود.
    وی بر برنامه‎ریزی برای استفاده از سه دهه آینده به منظور جایگزین شدن مناسب نرخ باروری تأکید کرد و به هدفگذاری‌های موردنظر برای به صفر رساندن مرگ مادران باردار، مرگ نوزادان و مرگ کودکان زیر پنج سال در 14 سال آینده اشاره کرد و گفت: در استان همدان برای ارتقای این شاخص‌ها باید تلاش شود.
    وی از راه‌اندازی کلینیک‌های زناشویی و جنسی بر اساس دستورالعمل تدوین شده تا پایان سال 96 در کشور خبر داد و ارائه خدمات در فرهنگ‌سازی برای ارزش دانستن ازدواج سالم، اجتناب از تک‌فرزندی، پیشگیری از بارداری‌های پرخطر، سقط، معرفی عوامل مستعدکننده ناباروری و... را از جمله اهداف راه‌اندازی این کلینیک‌ها برشمرد.
    منبع :ایسنا

    {extravote 1}

  • 20 نشانه ای که به شما می گوید: ازدواج ممنوع!

    20 نشانه ای که به شما می گوید: ازدواج ممنوع!

    بسیاری از جوان ها دوست دارند بدانند زمان مناسب ازدواجشان دقیقا چه وقت است؟ به عبارت دیگر چطور می توانند مطمئن شوند که آمادگی های لازم را برای ازدواج به دست آورده اند؟ در این بین برخی نشانه ها و رفتارها وجود دارد که اگر فرد در خود آن ها را می بیند، بهتر است تا آن ها را به طور کامل رفع نکرده است، به فکر ازدواج نباشد؛ زیرا متأسفانه با بی تفاوتی و ساده گرفتن آن ها همین عوامل پس از ازدواج مایه بروز اختلافات و بگو و مگوی زوجین می شود.

    سایت «همدردی» برخی از این موارد را اعلام کرده است که در ادامه می خوانیم:
    اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی)
    اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌که به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد کنید.(نداشتن تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
    اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به دلیل مشکلاتی قطع رابطه کرده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.( نداشتن ثبات فکری، احساسی و رفتاری)
    اگر تصور می کنید افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید. (خطای شناختی)
    اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید. (خطای شناختی)
    اگر در پی کسب لذت و علائق خود، کارها و مسئولیت هایتان را بر دوش دیگران قرار می‌دهید. (اصالت لذت، و نبود مسئولیت پذیری)
    اگر فقط منطق و طرز نگرش خود را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واکنش دفاعی و خود میان بینی)
    اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (نداشتن خودآگاهی)
    اگر تا کنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادهای دیگران، تغییری در رفتار شما ایجاد نشده است. (نبود مدیریت خود یا خود مدیریتی)
    اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده (خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می شود. (مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)
    اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیر قابل انعطاف هستید. (‌نداشتن انعطاف پذیری لازم)
    اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نیستید. (نبود آگاهی اجتماعی)
    اگر بیشتر به جای گوش کردن، صحبت می کنید و بیشتر از آن که سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند. (نداشتن مدیریت رابطه)
    اگر بسیار هیجان طلب هستید و تنها، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (هوش هیجانی پایین)
    اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه به دیگران واکنش نشان می دهید.( رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)
    اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آن ها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی است. (پاسخ اجتنابی به رویدادها)
    اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی (کسی که یک باره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آیید. (اختلال شخصیت)
    اگر فکر می کنید از بین چند میلیارد ساکنان کره زمین، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید. (خطای شناختی، نداشتن کنترل احساس، هوش هیجانی ضعیف)
    اگر بدون این که خود را دقیقاً‌ ارزیابی کنید و بشناسید، ‌دنبال همسر مناسب می گردید. (‌نداشتن شناخت خود)
    اگر وضعیت فعلی تان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، به ازدواج اقدام می کنید. (مشکل در شیوه حل مسئله)

    {extravote 1}

  • آقایان چه زنی را برای ازدواج می پسندند؟

    آقایان چه زنی را برای ازدواج می پسندند؟

    شاید در اوایل رابطه برایتان سخت باشد که بهترین خود را ارائه دهید، اما هر چه زمان بیشتر بگذرد و شما احساس راحتی بیشتری با شریک زندگی تان کنید، بهتر و بیشتر می توانید جنبه های مثبت خود را ارائه دهید. اما اگر عشق زندگی تان را دوست دارید و دلتان می خواهد که هر چه زودتر با او ازدواج کنید، ما در اینجا خصوصیاتی را به شما معرفی می کنیم که اگر رعایت کنید، بهترین انتخاب او برای زندگی آینده اش خواهید بود.

    بلند پرواز باشید

    روحیه بلند پروازی برای آقایان جذابیت دارد. اگر شما به دنبال مردی هستید که تنها از شما حمایت کند، طوری که دیگر احتیاجی به کار کردن نداشته باشید یا این که قهرمانی بخواهید تا تمام مشکلات تان را حل کند، در این صورت برای هیچ مردی جذاب نخواهید بود.
    شما باید برای زندگی تان هدف داشته باشید. اگر زندگی تان روی برنامه باشد و برای رسیدن به خواسته هایتان تلاش کنید، از چشم دیگران نیز جذاب تر به نظر خواهید رسید. در واقع، با هدف هایتان به او ثابت می کنید که زندگی با شما نه تنها کسل کننده نیست، بلکه پر از هیجان است.

     به خودتان رسیدگی کنید

    فرقی نمی کند که چند ماه یا چند سال عشق تان را می شناسید، حتی اگر یک سال از رابطه تان گذشته باشد، نباید تنها به این دلیل که با او احساس راحتی می کنید، خودتان را رها کرده و دیگر مثل سابق به ظاهرتان نرسید. شما باید همیشه بیشترین تلاش خود را کنید تا زیباتر از

    همیشه به نظر آیید.

    همیشه به این فکر کنید که دیدار اول تان است، سعی کنید دل طرف مقابل تان را هر طوری شده به دست آورید. اگر شما برای ظاهر و زیبایی تان ارزش قائل شوید، از نظر دیگران نیز زیبا خواهید بود.

    تکیه گاه باشید

    اگر می خواهید دل مردتان را ببرید و به او ثابت کنید که شریک زندگی ایده آلی برای او خواهید بود، باید نشان دهید که تکیه گاه محکمی برای او هستید، به این معنی که او همیشه می تواند روی شما حساب باز کند. رابطه عاطفی یک جاده دو طرفه و پر از فراز و فرود است.
    اگر عشق زندگی تان بدانید که حتی زمانی که شغل اش را از دست داد یا مریض و افسرده شد، شما کنارش هستید و چون روزهای خوش دست اش را در دست تان می فشارید و زیر گوشش زمزمه می کنید: «تو تنها نیستی»، حتما در اولین فرصت به شما پیشنهاد ازداوج خواهد داد.

    برای رابطه تلاش کنید

    با تلاش کردن برای رابطه، به عشق زندگی تان نشان می دهید که این رابطه برای شما اهمیت دارد و همین موجب می شود که عشق تان به ازدواج با شما فکر کند. مسلما هر رابطه ای فراز و نشیب های خود را دارد، بنابراین اگر شما نشان دهید که در شرایط سخت به جای فرار کردن، می ایستید و تمام تلاش خود را می کنید تا رابطه تان به شکل سابق خود باز گردد، ثابت کرده اید که انتخاب خوبی برای یک زندگی مشترک نیز خواهید بود.

    در انتخاب کلمات محتاط باشید

    آقایان خانم هایی را که خیلی واضح و صریح حسادت، عصبانیت و ناراحتی خود را نشان دهید و هیچ کنترلی بر رفتارهای منفی خود ندارند را به هیچ وجه نمی پسندند. شما می توانید احساسات منفی خود را به شیوه ای مثبت بروز دهید، تنها کافی است بخواهید.
    این که دوست ندارید زن دیگری به عشق زندگی تان نزدیک شود، کاملا طبیعی است و حتی به طرف مقابل تان نیز علاقه و حس مالکیت شما را نسبت به او نشان می دهد اما بیان آن نیز راهی دارد.
    هیچ کسی دوست ندارد روی یک پوست تخم مرغ شکسته راه رود، هیچ مردی نمی خواهد که همسرش مدام بر سرش فریاد بزند، بنابراین اگر می خواهید که انتخاب اول فردی باشید، در انتخاب کلماتی که به کار می گیرید، محتاطانه تر عمل کنید.
    در نهایت، اگر می خواهید زنی باشید که عشق زندگی تان تمایل به زندگی مشترک با شما را داشته باشد، باید بهترین خود را ارائه دهید. با رعایت نکاتی که در بالا برایتان آورده ایم، مطمئن باشید که هر مردی آرزوی زندگی با شما را خواهد داشت.

    منبع :برترین ها

    {extravote 1}

  • از آموزش‌های پیش از ازدواج چه خبر؟

    از آموزش‌های پیش از ازدواج چه خبر؟

    مدیر کل ازدواج و تعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان گفت: آموزش پیش از ازدواج در تمام دستگاه‌ها در حال اجراست و از ادارات کل ورزش و جوانان استان‌ها درخواست کرده‌ایم تا گزارش‌های مربوط به اجرای این آموزش‌ها دردستگاه‌های استان خود را تا پایان آذر ماه تجمیع کنند.
    ناصر صبحی قره‌ملکی افزود: گزارش اولیه اجرای آموزش‌های پیش از ازدواج نیمه اول دی ماه آماده می‌شود و گزارش بعدی نیز پایان سال جاری تهیه می‌شود که با بررسی و آسیب‌شناسی این گزارش‌ها می‌توانیم برنامه‌ریزی دقیق‌تری برای برگزاری دوره‌های آموزش‌های پیش از ازدواج داشته باشیم.
    وی در ادامه گفت: خوشبختانه تاکنون اطلاعات خوبی از استان‌ها به دست ما رسیده است. از برخی استان‌ها مانند همدان گزارش‌هایی درباره افزایش ازدواج و کاهش طلاق دریافت کرده‌ایم البته به منظور ارزیابی‌ دقیق‌تر باید منتظر شویم که گزارش‌های همه استان‌ها به دست ما برسد.
    صبحی قره‌ملکی در پایان خاطرنشان کرد: آموزش‌های پیش از ازدواج از قبل اجرا می‌شده ولی هر دستگاه به صورت مقطعی و با سرفصل‌های آموزشی خود این کار را انجام می‌داد که وزارت ورزش و جوانان این دوره‌ها را در قالب آموزش‌های 750هزار زوج طراحی و اجرا کرد.
    منبع:سلامت نیوز

    {extravote 1}

  • بهترین فاصله سنی زوجین برای ازدواج چند سال است؟

    بهترین فاصله سنی زوجین برای ازدواج چند سال است؟

    "در حال حاضر در هر ساعت، ۱۹ طلاق در کشور رخ می‌دهد؛ امروز شاهد افزایش طلاق، افزایش سن ازدواج و کاهش فاصله بین ازدواج و طلاق هستیم. قبلا فاصله ازدواج و طلاق، ۵ تا ۷ سال بود، اکنون ۳ تا ۵ سال تعریف شده که این نگران‌کننده است." اینها آماری است که در چند روز اخیر، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس مطرح کرده است.
    در این زمینه و در مورد راه های رسیدن به یک ازدواج موفق، با دکتر حسن ثقفیان،جامعه شناس و مدرس دانشگاه به گفت وگو نشستیم که چکیده آن را در زیر می خوانید:
    بحث تناسب در مراحل اولیه آشنایی یا خواستگاری، تا چه حد حائز اهمیت است و چقدر باید به آن توجه شود؟
    مهم ترین عاملی که می تواند موفقیت زندگی مشترک را تضمین کند، بحث تناسب هاست.اگر دختر و پسری که قصد ازدواج دارند، در جنبه های مختلف با یکدیگر متناسب باشند، احتمال موفقیت این زندگی و ثبات آن، به بیشترین حد ممکن می رسد.

    marriage

    این تناسب ها در چند دسته کلی تقسیم بندی می شوند؟

    تناسب سنی،تناسب فرهنگی،تناسب اعتقادی،تناسب طبقاتی،تناسب هوشی و تناسب تحصیلی از اهم آنها هستند؛ هرچند موردهای دیگری هم می توان به این لیست اضافه کرد.
    به نظرتان بهترین فاصله سنی زوجین برای ازدواج چند سال است؟
    طبق یک دیدگاه سنتی گفته می شود، بهتر است مرد 2 تا 6سال از همسر خود بزرگ تر باشد؛ چون هم خانم ها زودتر به بلوغ می رسند و هم معمولا پس از زایمان، به لحاظ فیزیکی و ظاهری، دچار مشکلاتی می شوند؛ پس بهتر است این اختلاف سنی وجود داشته باشد.اما نکته حائز اهمیت این است که در جامعه‌شناسی، ما نسخه پیچی نمی کنیم و به دنبال بایدها و نبایدها نیستیم.در حال حاضر آنچه در جامعه گسترش یافته، ازدواج خانم ها با پسران جوان تر از خودشان است که ممکن است به دلایل مختلفی باشد، اما از مهم ترین آنها این است که مشکلات اقتصادی در جامعه بیشتر شده و خانم هایی که در سنین بالاتر هستند،معمولا از نظر اقتصادی به درجه ای از استقلال مالی رسیده اند و این ازدواج برای مردان جذاب تر است.
    برسیم به بحث تناسب فرهنگی؛در این باره بیشتر برایمان توضیح دهید.
    اگر بخواهیم موضوع را ساده تر مطرح کنیم، این است که دو خانواده حرف یکدیگر را بفهمند. در اینجا منظور این نیست که خانواده ها هر دو از طبقه اقتصادی مرفه باشند.منظور این است که تقریبا به اصول یکسانی پایبند باشند.به همین دلیل است که توصیه می کنیم در جریان آشنایی، خانواده ها زودتر با یکدیگر ملاقات داشته باشند تا سطح فرهنگی آنها زودتر مشخص شود.

     

    اهمیت تناسب اعتقادی در ازدواج تا چه حد است؟

    بسیار زیاد، بسیاری از مشکلات زندگی زناشویی بر اثر همین عدم تناسب اعتقادی اتفاق می افتد.متاسفانه افراد گمان می کنند در دراز مدت می توانند عقاید طرف مقابل را تغییر دهند، اما این تفکر کاملا اشتباه است. مرد یا زنی که به شرط یا به امید تغییر، ازدواج می کنند، باید بدانند که این امید و این شرط می تواند بی‌پایه و واهی باشد و این گونه تغییرات اگر هم پیدا شود، ممکن است زودگذر یا موقتی باشد.لذا ضروری است زوجین قبل از ازدواج در مورد مسائل مذهبی و اعتقادی به تفاهم برسند.
    تناسب طبقاتی چه تاثیری بر شکل‌گیری یک ازدواج موفق دارد؟
    در حال حاضر مسائل اقتصادی، بیش از پیش با اهمیت شده است.وقتی اختلاف طبقاتی زوجین زیاد باشد، نمی توانند به خوبی نیازهای مادی یکدیگر را تامین کنند.این زوج ها معمولا در تامین حداقل ها هم دچار مشکل می شوند؛ به عنوان مثال دختری که در طبقه اقتصادی مرفه زندگی کرده و با همسری ازدواج می کند که طبقه اقتصادی متوسط رو به پایینی دارد، توقعات این دختر از زندگی به مراتب بالاتر است و همین امر مشکل ساز می شود.
    و اما بحث زیبایی؛زیبایی ظاهری چه نقشی در ازدواج دارد؟
    تعریف هر کس از زیبایی متفاوت است.بهتر است بگوییم چهره طرف مقابل، باید برای همسر خود دلنشین باشد و معیارهای زیبایی وی را داشته باشد.در غیر این صورت، با کوچک‌ترین صحبت منفی دیگران، از همسر خویش دلسرد می شود.البته لازم به ذکر است، ممکن است خانمی بگوید جذابیت های ظاهری برایش اهمیت ندارد و این مسائل در اولویت قرار ندارند که در این صورت معمولا پس از ازدواج هم مشکلی ایجاد نمی شود.
    موضوع تناسب هوش،ظاهرا موضوع جدیدی است که کمتر روی آن کار شده؛در این باره بیشتر توضیح دهید.
    تشخیص تناسب هوش بسیار دشوار است و معمولا زوجین پس از ازدواج و وقتی زیر یک سقف قرار گرفتند، متوجه می شوند تا چه حد از نظر هوشی تناسب دارند.منظور این است که زوجین از نظر فکری و توانایی حل مسائل در چه حدی قرار دارند و آیا از این لحاظ با یکدیگر تناسب دارند، یا خیر.

     

    این مورد چقدر با تناسب تحصیلی در ارتباط است؟

    هرچند به هم نزدیک است، اما نمی توانیم کاملا نسخه پیچی کنیم؛ به طور کلی معمولا فردی که تحصیلات عالیه دارد، از نظر هوشی هم در وضعیت مناسبی قرار داشته و شاید یکی از معیارهای تشخیص تناسب هوش، همین تناسب تحصیلی باشد.در مورد تناسب تحصیلی، اعتقاد بر این است که زوجین از لحاظ سطح تحصیلات، وضعیت نسبتا یکسانی داشته باشند.معمولا در شرایطی که سطح تحصیلات زوجه بالاتر باشد و زوج از نظر اقتصادی هم نتواند خلأ موجود را پر کند، نارضایتی زوجه بیشتر می شود.

     

    به نظرتان امکان پذیر است که دو نفر در همه این زمینه ها با یکدیگر تناسب داشته باشند؟

    معمولا هیچ زوجی را پیدا نمی کنیم که در همه موارد فوق متناسب باشند، اما بهتر است در بیشتر این موارد با هم تناسب داشته باشند تا در طول زندگی مشترک، اختلاف نظرها کمتر شود و زندگی شیرین تری را تجربه کنند.البته اگر تمامی این تناسب ها هم وجود داشته باشد،باز هم "گذشت" است که تداوم یک زندگی را تضمین می کند.دقت کنید که منظور، گذشتِ طرفین است، نه فقط یکی از آنها.بنابرین لازم است هر یک از طرفین به زندگی مشترک و اصول آن پایبند و معتقد باشند و با گذشت به موقع، به تداوم زندگی مشترک خویش کمک کنند.
    طبق آماری که اخیرا اعلام شده، بیشتر طلاق ها؛یعنی چیزی حدود 47 درصد آنها در 5 سال اول زندگی مشترک اتفاق می افتد؛ این موضوع را چگونه تحلیل می‌کنید؟
    ازدواجِ غلط است که منجر به جدایی می شود.متاسفانه بسیاری از جوان ها، هدف از تشکیل زندگی مشترک را نمی دانند و از سوی دیگر، هیچ آمادگی برای تشکیل زندگی مشترک ندارند و مهارت های زندگی را به درستی فرا نگرفته اند.یعنی جوان مزبور، اگرچه از لحاظ جسمی به بلوغ رسیده، اما استقلال کافی و ارتباطات اجتماعی لازم برای تشکیل یک زندگی را ندارد.همچنین جوان امروزی، سطح توقعات بالایی دارد و به راحتی کوتاه نمی آید.

     

    چرا این اتفاق می افتد؟مقصر اصلیِ عدم یادگیری مهارت ها کیست؟

    یک سلسله علل موجب این اتفاق می شود؛ از آموزش و پرورش گرفته تا رسانه و به خصوص خانواده ها.
    در عصر حاضر خانواده ها به شدت گرفتار مسائل اقتصادی شده اند و به دلیل دغدغه های شغلی و اقتصادی،کمتر فرصت می کنند تا مهارت های اجتماعی را به فرزندانشان بیاموزند. از سوی دیگر با زیاد شدن آسیب های اجتماعی در کوچه و خیابان،خانواده‌ها ترجیح می دهند فرزندانشان بیشتر در خانه بمانند تا از این آسیب ها در امان باشند؛ همین موضوع باعث می شود به خوبی اجتماعی نشوند.از سوی دیگر در حال حاضر متاسفانه در بیشتر خانواده‌ها فرزندسالاری رواج یافته؛فرزندانی که برای حل کوچک‌ترین مشکلشان،تنها به خانواده خود تکیه می‌کنند و هیچ عزت نفس و استقلالی ندارند، چگونه می‌توانند از پس حل چالش های زندگی مشترک برآیند؟!
    برگردیم سر بحث اصلی،افزایش سطح توقعات چه نقشی در کاهش رضایت از زندگی مشترک و به تبع آن، گسترش طلاق در جامعه دارد؟
    در گذشته، ساده زیستی به عنوان یک ارزش در جامعه شناخته می شد، اما متاسفانه مصرف گرایی گسترش یافته و سطح توقعات زوجین روز به روز بیشتر می شود؛ به عبارت دیگر امروزه نیازهای ثانویه در اولویت قرار گرفته و همین تجمل گرایی، باعث به وجود آمدن نارضایتی می شود.
    منبع:سلامت نیوز

    {extravote 1}

  • چگونه بفهمید رابطه شما سرانجامش ازدواج است یا خیر!

    چگونه بفهمید رابطه شما سرانجامش ازدواج است یا خیر!

    اگر همه خانم‌ها بتوانند تحقق‌پذیر بودن این انتظار را در ابتدای هر رابطه‌شان بفهمند، آنوقت میزان دلشکستگی‌ها به حداقل خواهد رسید. مطمئنم که از خودتان می‌پرسید آیا این امکان‌پذیر است؟ من پاسختان را خواهم داد.
    یکی از بهترین سفرها در زندگی تبدیل رابطه دوستی به ازدواج است. هر کس دوست دارد از یک جاده‌ مشخص و بدون هیچ توقفی در مسیر برای رسیدن به آن عبور کند. همه دوست دارند رابطه‌ای را شروع کنند و بعد یک روز از خواب بیدار شوند و ببینند تا ماه‌عسلی که همیشه منتظرش بودند چند ساعتی بیشتر فاصله ندارند.
    نکته مهم در آن این است: اگر همه خانم‌ها بتوانند تحقق‌پذیر بودن این انتظار را در ابتدای هر رابطه‌شان بفهمند، آنوقت میزان دلشکستگی‌ها به حداقل خواهد رسید. مطمئنم که از خودتان می‌پرسید آیا این امکان‌پذیر است؟ من پاسختان را خواهم داد.
    اولین چیزی که باید به پایگاه اطلاعاتی باورهایتان اضافه کنید این واقعیت است که هنوز هم مردهای خوب وجود دارند. وقتی می‌گویم مردهای خوب منظورم مردهایی است که بتوانند همسرانی احتمالی باشند. مردهایی که آنقدر دوستتان خواهند داشت که هر چیزی را برای ازدواج کردن با شما قربانی کنند. مردهایی که آرزوهایتان را تحقق خواهند بخشید.
    سوال دیگر این است: چطور باید چنین مردهایی را پیدا کرد؟ اگر بدانید این مردها چه شکلی هستند، آنوقت هر جایی می‌توانید آنها را پیدا کنید چون همه‌جا هستند.
    داشتن مردی که شما را در مراحل عشق پیش ببرد، ازخودگذشتگی‌های لازم را بکند و هر
    چه می‌خواهید را برایتان فراهم کند، فوق‌العاده است. فوق‌العاده نیست؟ چرا واقعاً هست.
    اما همانقدر که این می‌تواند هیجان‌انگیز باشد، اگر یک روز خودتان را در دستان مردی ببینید
    که یک روز به شما می‌گوید، «ببخشید عزیزم ولی باید این چیزی را که برای آن اسم رابطه
    گذاشته‌ایم را تمام کنیم» می‌توانند فاجعه‌بار باشد. اینجاست که قلبتان شکسته خواهد شد!
    نباید توقع داشته باشید مردی که در خیابان با او آشنا شده‌اید فکر بزرگ ازدواج کردن با شما
    را در سر داشته باشد. این درست مثل پولی است که در خیابان روی زمین پیدا کنید و چون
    آن لحظه جوابگوی نیازتان بوده است، زندگی‌تان را حول آن بسازید. چقدر احمقانه!
    مردهایی که با شما در خیابان، رستوران و کافه و از این قبیل آشنا می‌شوند اکثراً از آنهایی
    هستند که می‌آیند، قلبتان را می‌شکنند و می‌روند.
    اگر بگویید استثناهایی وجود دارد با شما موافقم. بله وجود دارد ولی نمی‌توانید مطمئن باشید
    که مورد شما هم ازجمله آن استثناها باشد.
    یکی از بهترین سفرها در زندگی تبدیل رابطه دوستی به ازدواج است
    مورد مهم دیگری که باید به آن فکر کنید سرمایه‌گذاری است که روی شما کرده است:
    چه چیزهایی برایتان می‌خرد؟ چه برنامه‌هایی برایتان دارد؟
    آیا آنطور است که می‌خواهد امروز خوشحال باشید و هیچ علامت مشخصی وجود ندارد که فردا هم روز فوق‌العاده‌ای برایتان بسازد؟
    شما را با خود به مهمانی می‌برد ولی هیچ هدفی برای آینده ندارد؟
    هیچ چیز جز چیزهای مصرف‌شدنی (لباس، کفش، کیف، ساعت و از این قبیل) برای شما سرمایه‌گذاری نمی‌کند؟
    هر مردی تا زمانیکه هر چیزی از شما که می‌خواهد را به دست بیاورد، می‌تواند اینکار را بکند. وقتی تمام خواسته‌های جنسی و غیرجنسی او را برآورده کردید، دیگر شروع پایان یافتن رابطه‌تان است.
    اگر واقع‌بین باشید، یک مرد واقعی و یک همسر احتمالی برای آینده شما سرمایه‌گذاری می‌کند. ایرادهای شما را پیدا کرده و سعی می‌کند آنها را اصلاح کند. به شما کمک خواهد کرد در زمینه‌‌های تحصیلی، کاری و همه عرصه‌ها پیشرفت کنید.خیلی بیشتر از مسا‌ئل عادی روزمره برای شما انجام می‌دهد.
    چنین مردی را پیدا کرده‌اید؟ عالی است!
    ولی قبل از اینکه به شما تبریک بگویم، بگذارید کمی این ارزیابی را جلوتر ببریم. آیا به خدا اعتقاد دارد؟ آیا رابطه‌تان تحت فرمان همانی است که ازدواج را برای انسان بنیاد نهاد؟ اگر اینطور نیست، شاید باید قبل از ادامه مسیر با این فرد، پاسخی برای این مسئله پیدا کنید.
    دوستان من، رابطه‌های آزمون و خطا به هیج دردی نمی‌خورند! اگر شک دارید، بیشتر تحقیق و بررسی کنید.
    اگر ما یاد بگیریم که خودمان را فریب ندهیم، دیگر هیچکس نخواهد توانست ما را فریب دهد.

    {extravote 1}

  • خوبی‌ها و بدی‌های خواستگاری سنتی

    خوبی‌ها و بدی‌های خواستگاری سنتی

    آیا برای دنیای امروز این حد از آشنایی برای ازدواج کافی است؟ آیا باید این شیوهٔ خواستگاری را به‌عنوان یک شیوهٔ آشنایی کاملاً کنار بگذاریم؟
    ، وقتی از خواستگاری سنتی حرف می‌زنیم از چه چیزی حرف می‌زنیم؟ خواستگاری به روش سنتی، شکلی از آشنایی‌ است که در فضای خانه صورت می‌گیرد و اولین قدم، معمولاً تماس با مادر دختر است. در این شیوه که احتمالاً شما هم یا آن را تجربه کرده‌اید یا بارها و بارها در سریال‌های تلویزیونی دیده‌اید، خانوادهٔ پسر برای دیدن دختر و توافقات اولیه در خانهٔ دختر حاضر می‌شوند. در شیوهٔ خیلی سنتی در همان جلسهٔ اول تکلیف عقد و عروسی و مهریه معلوم می‌شود. آیا برای دنیای امروز این حد از آشنایی برای ازدواج کافی است؟ آیا باید این شیوهٔ خواستگاری را به‌عنوان یک شیوهٔ آشنایی کاملاً کنار بگذاریم؟

    خواستگاری چه عیب‌ها و چه حسن‌هایی دارد؟

    قبل از این‌که سراغ روش‌های بهینه‌کردن خواستگاری برویم، اول ببینیم خواستگاری چه حسن‌ها و چه عیب‌هایی دارد.

    محاسن

    همدیگر را در بافت خانواده می‌بینیم

    در جریان خواستگاری، فرد را در بافت خانواده‌اش می‌بینیم. روابط فرد با خانواده‌اش و نیز خصوصیات اخلاقی و ظاهری خانواده ممکن است با خودِ فرد متفاوت باشد و باید در کنار او، به خانواده هم توجه کرد.

    عاطفی نمی‌‌شود

    در روش سنتی، احتمالِ عاطفی‌شدنِ بیش‌ازحد، کم‌تر است. چون ارتباطات هدفمند است و قرار است ازدواج کنیم.

    امنیت روانی وجود دارد

    دختر و پسر، در روش خواستگاری احساس امنیت روانی دارند؛ چون در یک فضای آشکار و چارچوب مشخص به دور از هرگونه پنهان‌کاری عمل می‌کنند و از لورفتن نمی‌ترسند.

    می‌شود طولانی‌اش کرد

    اخیراً خانواده‌ها جلسات خواستگاری را بیشتر کرده‌اند و این خودش به کسب نتیجهٔ بهتر کمک می‌کند.

    معایب

    ممکن است هیچ آشنایی قبلی‌ درکار نباشد

    در این صورت، اگر تنها به یک جلسه اکتفا شود، انتخاب مناسبی صورت نمی‌گیرد. آمار بالایی از طلاق‌ها مربوط به خواستگاری‌های تک‌جلسه‌ای هستند که همه‌چیز در همان جلسهٔ اول تصمیم‌گیری شده است.

    بیش‌ازحد رسمی است

    چون موقعیت رسمی است، ممکن است خانواده‌ها از لحاظ زمان محدودیت قائل شوند و ترجیح بدهند که مراسم و تشریفات خواستگاری در جلساتی محدود صورت بگیرد.

    تکلیف زود معلوم می‌شود

    ممکن است خیلی زود بحث خواستگاری به تعیین مهریه و تاریخ عقد و عروسی کشانده شود، در صورتی که این بحث‌ها صرفاً مربوط به جلسهٔ آخر است و طرح زودهنگامش باعث طرح‌نشدن مسائل اصلی و مهم خواهد شد.

    افراد غیرمتخصص زیاد دخالت می‌کنند

    در روش سنتی، دخالت افراد غیرمتخصص زیاد است. یادمان باشد ما به صرفِ پدرومادربودن، حق تصمیم‌گیری دربارهٔ ازدواج فرزندان نداریم و فقط می‌توانیم مشورت بدهیم.

    ممکن است فقط ویترین را ببینیم

    در روش سنتی، اصطلاحاً ممکن است ویترین، جذاب‌تر از انباری باشد! همه خیلی شیک هستند و بهترین برخوردها و رفتارها را دارند؛ در صورتی که برای آشنایی و شناخت، باید پشتِ صحنهٔ این ظاهرهای مرتب هم دیده شود.

    چه‌طور خواستگاری سنتی را بهینه کنیم

    برای رفع‌کردن عیب‌های انکارنشدنی خواستگاری سنتی می‌توانیم کارهای زیر را انجام دهیم:

    خواستگارها را غربال کنیم

    برای ایجاد آشنایی ابتدایی، باید غربالگری اولیه داشته باشیم: تحصیلات، سطح درآمد به معنای شغل پدرِ پسر و شغل خود پسر، سن دختر و پسر و نیز محل زندگی از جمله مسائلی هستند که پیش از اولین جلسهٔ خواستگاری باید پرسیده شوند تا هر دو خانواده در صورتی که تناسب داشتند، جلسهٔ اول خواستگاری را برگزار کنند.

    تعداد جلسات را زیاد کنیم

    برای برطرف‌کردنِ مشکل محدودیت تعداد جلسات، خانواده‌ها باید بدانند هر رابطه‌ای برای شکل‌گرفتن، زمان خودش را نیاز دارد. برای شناخت حداقل چهار جلسه لازم است؛ ولی این‌که این عدد را به اضافهٔ چند کنیم، بستگی به میزان تناسب‌ها و تفاوت‌ها دارد. در کل باید هر دو خانواده انعطاف‌پذیری لازم را برای ادامه‌دادن جلسات داشته باشند.

    مراسم و مهریه را بگذاریم جلسهٔ آخر

    مسائلی از قبیل مهریه را باید در جلسهٔ آخر مطرح کرد، چون طرح زودهنگام این مسائل، راه را برای شناخت وجوه دیگر طرفین سدّ می‌کند و به نتیجه‌گیری مثبت یا منفیِ زودتر از موعد می‌انجامد.

    مشورت بدهیم اما دخالت نکنیم

    به‌عنوان پدر و مادر، به فرزندانمان مشورت بدهیم، ولی دخالت نکنیم. نظرمان را مستدل مطرح کنیم، ولی بگوییم که تصمیم‌گیری با خودِ دختر یا پسر است.

    سؤالات اساسی بپرسید

    این‌که چه سؤالاتی در جلسهٔ خواستگاری بپرسیم، خودش یک مقالهٔ جداگانه نیاز دارد؛ اما متأسفانه در جلسه‌ای که معمولاً دختر و پسر با هم می‌گذارند و می‌خواهند سنگ‌هایشان را به‌اصطلاح با هم وابکنند، معمولاً سؤال‌های سطحی یا غیرلازم پرسیده می‌شود. این سؤال‌ها باید اساسی باشند. سؤالات اساسی چند بخشند: اول باید ببینیم طرف مقابلمان چرا می‌خواهد ازدواج کند؟ فرار از محیط خانواده، نیازهای جنسی، تکمیل‌کردن کلکسیون موفقیت‌ها و فشار والدین دلایل خوبی برای ازدواج نیستند. دوم این‌که آیا آمادگی ازدواج دارد؟ هم از نظر سنی و هم از نظر استقلال فکری و عاطفی و مالی از خانواده باید دید که طرف مقابلمان آمادهٔ ازدواج هست یا نه؟ سوم تناسبات خانوادگی است: باید ببینیم آیا سطح فرهنگی و اقتصادی و نوع عقاید خانواده‌ها و خود دو فرد با هم جور است یا نه؟ چهارم تناسبات شخصیتی است: این‌‌که در برون‌گرایی و درون‌گرایی، اشتیاق به تجربه‌های تازه، وظیفه‌شناسی و میزان انعطاف‌پذیری به هم شبیه باشیم، خیلی‌خیلی مهم است. پنجم و بعد از همهٔ این‌ها، توافق در مورد آینده است: این‌که نگاهمان به پیشرفت چیست، کِی می‌خواهیم بچه‌دار شویم، کجا می‌خواهیم زندگی کنیم، نگاهمان به اشتغال همسرمان چیست، آیا می‌خواهیم ادامه تحصیل دهیم و با ادامه تحصیل طرف مقابل موافقیم یا نه، این‌ها نکات مهمی است که حتماً باید در جلسه‌های دونفره پرسیده شود. توافق دربارهٔ مراسم، کم‌اهمیت‌ترین موضوع و آخرین نقطه‌ای است که باید به آن رسید. متأسفانه این توافق برای خانواده‌ها به مهم‌ترین و اولین توافق در جلسهٔ خواستگاری تبدیل شده است. این توافق دربارهٔ مراسم می‌تواند نشانهٔ مثبتی باشد اما به‌هیچ‌وجه یک ازدواج خوب را تضمین نمی‌کند.

    تحقیق کنیم

    برای این‌که فریب ویترین زیبای افراد را نخوریم، باید تحقیق کنیم. هم پسر هم دختر باید تحقیق کنند. خانوادهٔ دختر در همان جلسات اول، باید به منزل خانوادهٔ پسر بروند و از نزدیک جنس زندگی آن‌ها را ببینند. راهکار دیگر برای تماشایِ پشت‌صحنهٔ زندگی افراد این است که مکان‌هایی بجز خانه را امتحان کنیم. رستوران و پارک و فضاهای عمومی از این قبیل، تجربیات بیشتری نصیب هر دو خواهد کرد. در واقع وقتی ما آدم‌ها را در بافت‌های متفاوت می‌بینیم و رفتار آن‌ها را با آدم‌های دیگر هم می‌بینیم، دستمان می‌آید چه‌جور شخصیتی دارند.

    مشاوره را به هیچ وجه فراموش نکنیم

    مرحلهٔ بعد از گفت‌وگوهای خواستگاری و تحقیق همزمان، مشاوره است. اگر نتیجهٔ مشاورهٔ پیش از ازدواج مثبت یا منفی بود که تکلیف روشن است؛ اما بعضی اوقات نتیجهٔ مشاوره این است که با برطرف‌کردن برخی مسائل، نتیجه مثبت خواهد بود. گاهی ملاک‌ها سازگار نیست و بعید است ملاک‌ها یکی شوند. گاهی با وجود ملاک‌های مشترک، یک‌سری ایرادها هست که می‌توان آن‌ها را رفع کرد. درواقع نتیجهٔ مشاوره، حسن‌ها و عیب‌های انتخاب ما را می‌گوید.
    مشاورهٔ پیش از ازدواج در هر نوع آشنایی لازم است، اما در نوع خواستگاری سنتی خیلی بیشتر نیاز است؛ چون هیچ آشنایی قبلی در کار نیست و میزان خطا بالاست.

    {extravote 1}

  • رسیدن به یک ازدواج موفق

    برای رسیدن به یك ازدواج موفق، شاخصه و مولفه‌هایی وجود دارد كه ضریب موفقیت ازدواج را بالامی‌برد. هر فرد بالغی قبل از ازدواج، باید معیارهایی را در ذهن خود داشته باشد و سپس با معیار و ملاك‌هایش، طرف مقابل را انتخاب كند؛ چرا كه این ملاك و معیارها، اساس و پایه زندگی مشترك را تشكیل می‌دهند.
    متخصصان در این باب فاكتورهای زیادی را برای ازدواج موفق پیشنهاد می‌‌كنند كه مهم‌ترین آنها چنین مواردی است: افراد قبل از ازدواج، مستقل و پخته باشند، هر دو نفر به همان اندازه كه دیگری را دوست دارند، خودشان را هم دوست داشته باشند، هر دو نفر بتوانند همان‌طور كه از با هم بودن لذت می‌برند، از تنها بودن نیز لذت برند و از لحاظ اقتصادی و شغلی ثبات داشته باشند تا دلمشغولی و استرس‌ها برایشان دردسرساز نباشد، هر دو نفر به خودپنداری رسیده باشند و نظرات و خواسته‌هایشان را قاطعانه بیان كنند و خواسته‌های طرف مقابل‌شان را نیز برآورده

    سازند.
    ازدواج می تواند هندوانه سر بسته نباشد. می‌توان گفت تا حدودی از طریق مشاوره‌های قبل از ازدواج، آینده یک پیوند زناشویی قابل پیش‌بینی است

    آیا مشاوره ضروری است؟

    ازدواج می تواند هندوانه سر بسته نباشد. می‌توان گفت تا حدودی از طریق مشاوره‌های قبل از ازدواج، آینده یک پیوند زناشویی قابل پیش‌بینی است. در مشاوره‌های قبل از ازدواج یك‌سری تست‌ها و آزمون‌های شخصیتی وجود دارد كه هر دو طرف باید به‌طور جداگانه به تست‌ها پاسخ دهند و سپس در یك جلسه با حضور یكدیگر در مورد سوالاتی كه اختلاف نظر دارند، صحبت كنند و اگر تعداد سوالاتی كه اختلاف‌نظر آنها زیاد باشد، مسلما ریسك این ازدواج بالاست و بهتر است درباره آن دقت بیشتری شود.

    اصول ازدواج موفق

    برای موفقیت یک ازدواج، چندین مولفه‌ را می‌توان برشمرد.
    1- خودشناسی: مهم‌ترین مولفه‌ در این زمینه این است كه فرد خودش را خوب بشناسد با آرمان‌ها، ارزش‌ها و اهدافش آشنا باشد و بداندكه از نظر هیجانی در چه مرحله‌ای است مثلا آیا بیشتر خشم را تجربه می‌كند یا غم و… اینكه چقدر روی افكار و احساساتش مدیریت دارد و نیازهایش را می‌شناسد.
     
    2- پیش‌نویس و طرحواره: منظور از پیش‌نویس آن است كه هر فردی در دوران كودكی خود دارای یك پیش‌نویس و نمایشنامه‌ای بوده و با آن آشنایی دارد. شناخت پیش‌نویس در رفتار متقابل بسیار مطرح است و درواقع شامل ایده و نقشه راه یک فرد می شود. اما طرحواره كه از نظریه شناخت‌درمانی گرفته شده، الگوهایی هستند كه روی زندگی‌ ما تاثیر می‌گذارند.
     
    مثلا ممكن است شخصی دارای طرحواره طرد باشد و دایما فكر كند كه آدم‌های مهم زندگی‌اش وی را طرد و ترك خواهند كرد و به‌طور ناخودآگاه ممكن است كه كسانی را جذب كند كه در آینده وی را ترك ‌كنند یا اینكه شخص از ترس طرد شدن به طرحواره خود بچسبد و دست به رفتارهای جبرانی بزند. این طرحواره‌ها خیلی به‌صورت پنهانی هستند و در كلاس‌های خودشناسی افراد با آنها آشنا می‌شوند.
    تشابه و تفاوت شخصیتی لازم است اما نمی‌توان به صرف آنكه فرد كاملا شبیه من است یا كاملا با من متفاوت است تن به ازدواج بدهیم. به‌عنوان مثال شخصی كه كاملا برون‌گراست اگر همسری داشته باشد كه درون‌گرا باشد قطعا در زندگی‌ به مشكل برمی‌خورد

    3- آشنایی با مهارت‌های ارتباطی: این مهارت‌ها شامل گوش دادن فعال (همدلی)، پذیرش واقعیت‌های مثبت، منفی، خنثی، پذیرش تفاوت آدم‌ها یعنی به تعداد موجود در روی زمین، تفاوت نگرش، باورها، عقاید و ارزش‌هاست؛ مهارت بیان احساسات، مهارت ابراز وجود، مهارت حل مساله، تفاهم و مذاكره، اینكه فرد لازم است كه بداند در یك جاهایی باید مصالحه كند و كوتاه بیاید، و در نهایت مهارت تلاش و نگهداری از رابطه و دانه‌ عشق. اینكه در طول زندگی از عشق مراقبت و نگهداری كند.
    دیگر مولفه‌هایی را كه می‌توان در درجه‌ دوم قرارداد که شامل سن و سال، تشابه فرهنگی، سنخیت‌های عقیدتی، اقتصادی است. اما اولویت‌ها با مواردی است كه در بالا ذکر شد.

    نقش تشابه شخصیتی در ازدواج موفق

    تشابه و تفاوت شخصیتی لازم است اما نمی‌توان به صرف آنكه فرد كاملا شبیه من است یا كاملا با من متفاوت است تن به ازدواج بدهیم. به‌عنوان مثال شخصی كه كاملا برون‌گراست اگر همسری داشته باشد كه درون‌گرا باشد قطعا در زندگی‌ به مشكل برمی‌خورد. در پایان به یاد داشته باشید احترام متقابل به یكدیگر، نگرش مثبت به همسر، توجه كافی به نیازهای طرف مقابل، آشنایی با مهارت‌های ارتباطی، مهارت‌های فرزندپروری اصولی هستند که یک ازدواج را ماندگار و شاد و موفق می کنند.

    {extravote 1}

  • کاهش میزان ریسک پذیری با مشاورهای قبل از ازدواج

    کاهش میزان ریسک پذیری با مشاورهای قبل از ازدواج

     

    دکتر ناصر صبحی گفت: تحقیقات داخلی و خارجی به وضوح نشان می دهد هرچه جوانان موقع انتخاب و در مراحل مختلف تشکیل خانواده از آموزش ها و مشاوره های لازم برخورداربشوند ، میزان خطر و ریسک پذیری بسیار پایین می آید و تحکیم و تعالی خانواده بالا می رود.
    دکتر ناصر صبحی با اظهار به اینکه باید از اجبار و ورود به زندگی خصوصی افراد تجدید نظر کنیم و احترام و حرمت انسان ها را نگه داریم و به جای اجبار بحث الزام یا ضرورت را مطرح کنیم، گفت: آموزش ها و مشاوره های پیش از ازدواج دو مقوله متفاوتی هستند که هر دو برای جوانان مخصوصا افرای که می خواهند تشکیل خانواده دهند ضرورت تام دارد.
    وی افزود: در خزانه رفتاری اکثریت جوانان ما این نیست که برخلاف انتخاب های دیگر در انتخاب مهمترین تصمیم زندگی شان آن مشاوره ها، آموزش ها یا ملزومات کافی را در نظر بگیرند و این مستلزم فرهنگ سازی است.
    وی با ارائه آمار طلاق در سال هابی اولیه زندگی، متذکر شد: شواهد آماری نشان می دهد، متاسفانه انحلال خانواده یا طلاق و جدایی که اتفاق می افتد نزدیک 15 درصد اینها در یکسال اول رخ می دهد وقتی 5 سال اول را نگاه می کنیم بالای 50 تا 55 درصد آمار طلاق را داریم و این نشان می دهد زندگی مشترک شرایطی را دارد و آمادگی هایی را دارد که اگر فرد به اینها مسلط نباشد در ادامه کار دچار مشکل می شود.
    مدیر کل دفتر وتعالی خانواده وزارت ورزش و جوانان تاکید کرد: از طرفی اثربخشی روش های آموزشی مداخله در تحقیقات داخلی و خارجی به وضوح نشان می دهد هرچه جوانان قبل از ازدواج در موقع انتخاب و در مراحل مختلف تشکیل خانواده از آموزش ها و مشاوره های لازم برخوردارند، میزان خطر و ریسک پذیری بسیار پایین می آید و تحکیم و تعالی خانواده بالا می رود.
    صبحی متذکر شد: جوانان ما 5 مساله را قبل از تشکیل خانواده برای شکل گیری یک ازدواج موفق باید مدنظر قرار دهند و در مراحل سه گانه ازدواج و تشکیل خانواده باید این را حتما یکی یکی اجرا کنند.
    دکتر احسان قیصری با بیان اینکه ضرورت بحث مشاوره ازدواج امری قابل توجه است، گفت: اساسا سبک و شیوه زندگی و تعریف زندگی در عصر حاضر از 50 سال گذشته به قبل، خیلی تغییر کرده است. ارتباطات و تکنولوژی بر همه ارکان زندگی تاثیر گذار است و طبیعتا سبک زندگی عوض شده است.
    وی به بیان ویژگی های یک مشاور پرداخت و گفت: ما کسی مشاور را می دانیم که با تمام سبک های جدید زندگی و روش های صحیح زندگی آشنایی کامل داشته باشد.
    وی در خصوص نقش یک مشاور در شروع زندگی جوانان اظهار داشت: به جای اینکه ما جوان را به میدانی بفرستیم که با آزمایش و خطا متوجه نوع زندگی شود و در این میدان درگیر شود و فرصت ها را از دست دهد و خاطرات تلخ را ایجاد کند طبیعتا مشاور و راهنما می تواند به کمک جوان بیاید.
    این مشاور خانواده با انتقاد از اینکه فرهنگسازی ضعیفی در کشور داریم، تصریح کرد: ما باید الگوها و مصداق های خوب و جذاب را در قالب فیلم ها و برنامه های تلویزیونی به جوانان بشناسانیم تا جوان ما ببیند زوجی با هم ازدواج کردند و با متد امروزی و مشکلات امروزی زندگی خوبی را داشته اند.

    {extravote 1}

  • موانع ازدواج موفق را بشناسید

    موانع ازدواج موفق را بشناسید

    موانع ازدواج موفق در جامعه تنها نداشتن پول و شغل کافی و به دنبال آن نداشتن مسکن و از این قبیل ها تعریف شده است اما اگر کمی واقع بین باشیم مشکلات رفتاری در درجه بندی موانع ازدواج جوانان در رتبه های بالاتری قرار می گیرند. در اینجا 3اشتباه رایج دیگر در انتخاب همسر و ازدواج را برایتان می گوییم.
    «از دخترخاله‌ات یاد بگیر، شوهری پیدا کرد که بیا و ببین!»، «پسرعمه‌ات چه دختر زیبارویی را به همسری انتخاب کرده است!»، «همه توانستند ازدواج کنند الا تو یکی» و... صحبت‌های این چنینی در بسیاری از خانواده‌هایی که جوانان هم‌سن و سال دارند که اتفاقا همگی‌شان هم دم‌بخت هستند، بسیار شنیده می‌شود.
    اگر شما هم در چنین شرایطی هستید؛ از هر کسی که سراغ‌تان می‌آید حرف و حدیث می‌شنوید، تحت فشار هستید و احساس اجبار به ازدواج می‌کنید، خانواده‌تان شما را لای منگنه گذاشته و اصرار به ازدواج سریع‌تر شما دارند، اگر به دنبال برترین انتخاب‌ها هستید یا این که نقشه می‌کشید چگونه و چطور می‌توانید از دیگران رویی کم کنید تا بیایند و ببینند و... باید بگوییم اینجا چراغ قرمز است، لطفا ایست کنید، حرکت شما جایز نیست! میل شدید به جبران کردن و خودی نشان دادن، کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواج یا مقایسه دائم گزینه انتخابی خود با مورد ازدواج دیگران و... به عنوان نشانه‌های خطر در انتخاب محسوب می‌شوند که می‌توانند مسیر زندگی‌تان را در سرابی پیش ببرند که هرگز آبی گوارا و قابل نوشیدنی یافت نخواهد شد.
    با چشم و هم چشمی چه کنیم؟
    حسادت برانگیخته شده‌تان را بپذیرید؛ شما در حال حاضر برحسب این حس‌تان فکر و رفتار می‌کنید. عموما انتخاب بر مبنای حسادت، فارغ از عقل و منطق بوده و بسیار تحت تاثیر کوته‌نگری‌ها و ساده‌اندیشی‌هاست که عاقبتی جز یاس و پشیمانی به ارمغان نمی‌آورد؛ بنابراین در این شرایط، عقل سلیم حکم می‌کند از هر اقدامی در زمینه ازدواج صرف‌نظر کنید، چون ضریب خطا در این نوع انتخاب‌ها تا حد زیادی بسیار بالاست. به جای تفکر به ازدواج، به درون خودتان بیندیشید؛ حسادتتان را ریشه‌یابی کنید، عوامل ایجادکننده و تداوم‌دهنده آن را بشناسید، راهکارهای مقابله با آن را یاد بگیرید و در نهایت خود را ملزم و موظف به تمرین کنید تا با اراده‌ای قوی و برای خوشبختی‌ای که لایق آن هستید به جنگ این حس مخرب بروید. زمانی که عاری و تهی از حسادت شدید و به مرتبه‌ای رسیدید که به خاطر خود، علایق و خواسته‌هایتان خواهان ازدواج باشید، وقت آن است که آستین‌هایتان را بالا بزنید و برای انتخاب همسر ایده‌آل‌تان قدم بردارید.
    عجله همیشه‌کار شیطان است
    انتخاب در شرایط اضطرار و عجله، انتخابی عجولانه یا تصمیم‌گیری از نوع از سر بازکنی است. انتخاب عجولانه، انتخابی سریع، بی‌هدف و بی‌سازمان بوده که امکان اشتباه کردن در آن حتمی و قطعی و چند برابر است و احتمال دارد فرد به واسطه آن انتخاب ناآگاهانه و ضرب‌العجل با بسیاری از مصائب و مشکلات جبران‌ناپذیر مواجه شود. هر انتخاب درستی به وارسی و بررسی بسیار نیاز دارد، بی‌گمان لازمه این عمل نیز مستلزم صرف زمان بسیاری است.
    با عجله چه کنیم؟
    برای کاهش درصد خطا و افزایش احتمال موفقیت در انتخابتان، سعی کنید بر خصلت عجولانه خود یا دیگران فائق آیید و شرایط فوری و فوتی و موقت امروز را بر خوشبختی و سعادت فردایتان ترجیح ندهید. سلامت آینده زندگی شما ارزش آن را دارد که با این خصلت و افکار ترغیب‌کننده به آن، مبارزه کنید. این جمله را بارها به خود بگویید یا به دیوار اتاق‌تان نصب کنید: «من به ندای عقلم گوش می‌دهم، نباید عجله کنم.» ترس و واهمه را کنار بگذارید، اجازه دهید زمان کارتان را با حوصله پیش ببرد. گاه با عجول بودن فقط چاه زندگی‌تان را می‌کنید و در قعری فرود می‌روید که شاید پشیمانی بعد از آن سودی نداشته باشد. با اطرافیان یا کسانی که احساس می‌کنید از جانب آنها تحت فشار هستید صحبت کرده و شرایط و افکار خود را تا حدودی بازگو کنید، قاطعانه به آنها بگویید برای دادن جواب مثبت یا منفی عجله ندارید و حتی انتظار دارید در این مسیر مهم، همراهی‌تان کنند. به آنها بگویید تصمیم خود را با آرامش و سر فرصت خواهید گرفت و عجله‌ای برای گفتن جواب ندارید.
    یا نصیب و یا قسمت درست است؟
    بر حسب عادت، پشت بند هر حرف و حدیثی که راجع به ازدواج بیان می‌شود بی‌درنگ این عبارت را به کار می‌گیریم؛ آنچنان که گویی خودمان هم باورمان می‌شود همه چیز از دست ما خارج است و هر آنچه تقدیر و مقدر باشد، چه ما بخواهیم چه نخواهیم، اتفاق خواهد افتاد. اعتقاد راسخ بر این باور اشتباه که ازدواج تمام و کمال منوط به قسمت است، گاه به اهمال و سست کاری ما منجر می‌شود تا به همین دلیل، دور تحقیق و مشورت را خط قرمزی بکشیم و در کمال ناباوری، عاقبت مهمترین انتخاب زندگی‌مان را به گردن قسمت بیندازیم و به «هرچه باداباد» و «هر چه پیش آید، خوش آید» تن دهیم. انتخاب بر این حسب، بزرگ‌ترین اشتباه ممکنی است که فرد، خود یا به اجبار و اصرار خانواده به آن متوسل می‌شود؛ پیروی از این باور خیانتی بیش نیست و ظلمی به خود یا دیگری است که احتمال دارد تاوانی به اندازه یک عمر زندگی پرعذاب به همراه داشته باشد.
    چه راه حلی پیش بگیریم؟
    یادتان باشد اراده خداوند در طول اراده ماست، خداوندگار روزگار بر همه چیز قادر و تواناست، اما با این حال، او به ما عقل و قدرت انتخاب داده تا با توسل به آنها، برای سعادت و خوشبختی خود برترین‌ها و مناسب‌ترین‌ها را گزینش کنیم. پس هوشیار باشید؛ ازدواج تقدیر یا سرنوشت از پیش تعیین شده نیست، یقین داشته باشید این شمایید که سعادت یا شقاوت زندگی‌تان را انتخاب می‌کنید.
    خوب تحقیق کنید؛ تا آنجایی که برایتان مقدور است ذره‌بین به دست بگیرید و مورد انتخابی‌تان را رصد کنید و بکاوید و به قول معروف، مو را از ماست بیرون بکشید؛ اجازه ندهید هیچ چیز از نگاه‌تان دور بماند از هر کسی که می‌توانید و می‌دانید خبری دارد پرسش کنید، از شخصیت، روحیات، اخلاقیات، خانواده، فرهنگ و... فرد مورد نظرتان کسب اطلاعات کنید.
    از سوی دیگر، به جای «یا نصیب و یا قسمت گفتن» از عاقلان و مصلحان مشورت بگیرید. با افراد با تجربه و خیرخواه و عاقل مشورت کنید فرد مورد نظرتان را تشریح کنید، نظرات آنها را بشنوید، کم و کاستی‌ها را بررسی کنید، توانمندی مقابله و مواجهه خود با مسائل را محک بزنید و... آن گاه به طور قطع خواهید توانست با ادله‌های صحیح و منطقی، صحت انتخاب‌تان را تائید یا رد صلاحیت کنید.
    منبع: نمناک

    {extravote 1}